روزمره گی های 5 و 6 ماهگیه نفس مامان
نفس مامان الان که دارم این مطلب رو برات مینویسم خوابی البته بعد از کلی آواز که بابایی رو
هم بد خواب کردی وبالاخره گرفتی و خوابیدی.کم کم داری شلوخ میشی.
با حرکاتت با خنده هات با صدا درآوردنات دل از همه میبری.هزار ماشالا خون گرمم هستی و با همه بازی میکنی.
تو این ماه دستای کوچیکِ تپلت به پاهات میرسه وقشنگ میتونی نگهشون داری.بفرما اینم نمونه هاش



دیگه اینکه با روروئکت تو آشپزخونه میتونی حرکت کنی آخ که چقدم خوشحال میشی
دلتم بدجوری تنگِ مامان میشه برا همین تو آشپزخونه میای پیشم که تنها نمونی.
فدای مامان دوستیت بشم که وختی بابایی به شوخی باهام بلند حرف میزنه تا نیم ساعت ازش دلخور میشی و نگاش نمیکنی
از دیگر شیطونیات اینه که شبا غلت میخوری و میای بغل مامان میخوابی چن بارم که خواستم برگردم متوجه شدم سرت کم مونده بمونه زیرم

(خب مامانی دوست دارم دیگه)

قربون چشای قرمزت بشم که تازه از خواب بیدار شدی و جلو دوربین دس به سینه ای

اصن یه جا بند نمیشی همش دوس داری اینور اونور بری...وای به روزی که پا بگیری و راه بیوفتی دیگه یه جا نمیمونی.
یه تبلیغ تلوزیونی هس که پفک رو تبلیغ میکنه عاشق اونی حتی چشم نمیزنی و محو تماشاش میشی.تازگیاهم وختی تو ماشین آهنگ میزاریم باخواننده شرو به خوندن میکنی بعضی وختا هم که یادمون میره ضبط رو باز کنیم خودت شرو میکنی به خوندن که متوجه میشیم دلت آهنگ میخواد.یه چن وختیم میشه که تن صدای نازکت کار افتاده که همچین ناز میکنی که دخترا پیشت کم میارن
چن روزی هست که دورت بالش میذارم و میتونی بشینی و با اسباب بازیات بازی کنی.اینطوری حوصلت سر نمیره و کمتر بغل میخوای.عاشق کنترل تلوزیونی وقتی دستمون میگیریم شیرجه میری که بگیریش و بخوریش.
قند عسل مامان موقع بازی



فدات بشم که به زور نشستی ولی از گریه و بداخلاقی خبری نیس
(اینجا میخوام از بابایی به خاطر اسم نویسی مامان تو کلاس یوگا تشکر کنم آخه آرامش و خوش رویی شما پسر گلم به خاطر همون کلاس هایی هس که موقع بارداری رفتم.زحمت بردنمونم بابا میکشید ظهرا از هرکارش دس میکشید و میومد دنبالم که از کلاس جا نمونم.(ممنون بابایی)
از امروزم کم کم سینه خیز حرکت میکنی.البته بیشتر خوابیده غلت میزنی به محض اینکه میخوابونمت میبینم برگشتی و بلافاصله چنتا میغلتی و کمی به جلو حرکت میکنی.
اینجا هم با سر و دهن رفتی رو توپ


یادم رفت از دندونات بگم که هنوز هیچ خبری ازشون نیس ولی لثه هات اذیتت میکنن.آقا دکترت برات ژل تجویز کرده که حدودا یه ماهه به لثه هات میمالم و ماساژ میدم.الهی فدای آرام شدنت بشم همچین عین آدم بزرگا ناله میکنی که نگو.



روزمره گی های 5 و 6 ماهگیه نفس مامان
